معنی رشدة
6 بازدید
[ رَ دَ ] (ع ص) رِشْدَة. حلال زاده. خلاف زنیه. (از منتهی الارب) (از آنندراج). - ولد رشده؛ پاکزاد. مقابل ولد غیه. مقابل ولد زنیه. (از یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «رشدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر