معنی رشته رشتن
5 بازدید
[ رِ تَ / تِ رِ تَ ] (مص مرکب) ریسیدن پشم و پنبه و مانند آن. (از آنندراج): از خرقه تنت دید کمان آن مه و می گفت این رشتهٔ باریک درین خرقه که رشته ست. کمال خجندی. ما تخم درین مزرعه جز اشک نکشتیم یک رشته درین غمکده جز آه نرشتیم. صائب.
کلمات همقافیه با «رشته رشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر