معنی رشتهوار
5 بازدید
[ رِ تَ / تِ ] (ص مرکب، ق مرکب) مانند رشته و به اندازهٔ رشته. (ناظم الاطباء). به اندازهٔ یک رشته. (آنندراج): تاب خوردم رشته وار اندر کف خیاط صنع بس گره بر خیط خودبینی و خودرایی زدم. سعدی.
کلمات همقافیه با «رشتهوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر