معنی رشتقون
7 بازدید
[ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان قزوین. سکنه ۴۵۶ تن. آب آن از رودخانهٔ ارجرود. محصول آنجا غلات و بنشن و انگور و بادام و جالیز. صنایع دستی زنان جوراب بافی. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «رشتقون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر