معنی رشبوگر
5 بازدید
[ رَ گَ ] (اِخ) دهی از دهستان ماهیدشت پایین بخش مرکزی شهرستان کرمان. سکنهٔ آن ۲۶۰ تن. آب آن از دو رشته قنات. محصولات آنجا غلات و حبوب و صیفی و لبنیات. راه اتومبیل رو. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «رشبوگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر