معنی رشا
6 بازدید
[ رِ ] (از ع، اِ) رشاء. بند دلو. رسن دلو. ج، ارشیة. (یادداشت مؤلف). رسن. (غیاث اللغات). رجوع به رشاء شود.[ رِ ] (اِخ) رشاء. منزل دوم قمر. (یادداشت مؤلف). گروهی این منزل بیست وهشتم (بطن الحوت) را رشا نام کرده اند... و به رسن تشبیه کنند. (التفهیم). منزل بیست وهشتم از منازل قمر و آن چند ستارهٔ خرد است مسلسل مانند رسن. (غیاث اللغات): خاتون رشا ز ناقه داری با بطن الحوت در عماری.نظامی. و رجوع به رشاء شود.[ رَ شَنْ ] (ع اِ) جِ رشاة. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به رشاة شود.
کلمات همقافیه با «رشا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شا» برای سرودن شعر