معنی رسومات
8 بازدید
[ رُ ] (از ع، اِ) جِ رسوم. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). رسوم جِ رسم را دوباره با الف و تاء جمع بسته اند و برخلاف قواعد زبان عربی است. و همچنین است: احوالات، امورات، حبوبات، حوادثات، عیوبات، عوارضات، فتوحات، فیوضات، قبوضات، قروضات، لوازمات و امثال آنها. (از نشریهٔ دانشکدهٔ ادبیات تبریز سال ۱ شمارهٔ ۵). رجوع به رسوم شود. || حقوق و عوارض. (فرهنگ فارسی معین). || آنچه از محصول برای پرداخت مزد مأموران محلی مانند کدخدا و دشتبان و حمامی و آهنگر و نجار و غیره کسر می گردد. (از فرهنگ فارسی معین): شغل مشارالیه آن است که محصولات مستغلات دیوانی تمام ممالک محروسه و... و سرانهٔ هنود و سوق الدواب و رسومات ارباب مناصب دیوان اعلی... در سرکار ضابطنویس داد و ستد می شود. (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص ۴۲). تمامت تیولات و همه... و رسومات وزراء و مستوفیان و کلانتران و مواجب ارباب قلم... داد و ستد و تنخواه داده می شود. (تذکرة الملوک ص ۱۷). وزیران دیوان اعلی که مواجبی ندارد و به شرح جزو رسم الوزارة و غیره و انعام و رسومات در وجه او مقرر است... (تذکرة الملوک ص ۵۲). || در اصطلاح امروزه کارخانهٔ مشروب سازی را گویند. (یادداشت مؤلف). - کارخانهٔ رسومات؛ کارخانهٔ مشروب سازی. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «رسومات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر