معنی رسولدار
5 بازدید
[ رَ ] (نف مرکب) کسی که مأمور پذیرایی رسولان بود (عهد غزنویان) (نظیر رئیس تشریفات وزارت امور خارجه). (فرهنگ فارسی معین). رئیس تشریفات دربار شاهان قدیم بویژه در عهد غزنویان. (یادداشت مؤلف): رسولدار رسول را بیاورد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۹۵). امیر فرمود رسولدار را که رسول را پیش باید آورد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۲). تا آنگاه که رسولدار را به سرایی که ساخته بودند فرودآوردند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۲). اوستادم خواجه بونصر مشکان مثالی که رسم بود رسولدار بوعلی را بداد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۸۹). خلعت را رسولدار پگاه به سرای رسول رفته و ببرده. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۷۶).
کلمات همقافیه با «رسولدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر