معنی رسن ساختن
8 بازدید
[ رَ سَ تَ ] (مص مرکب) رسن تابیدن. || مساحی کردن. اندازه گرفتن. (یادداشت مؤلف). پیمودن. (از آنندراج): به چاه سیصد باز اندرم من از غم او عطای میر رسن ساختم ز سیصد باز. شاکر بخاری. چونان که گر خواهی در بادیه سازی ازو ژرف چهی را رسن.فرخی. بدینگونه مساح منزل شناس ز ساحل به ساحل گرفتی قیاس گه این را گه آن را رسن ساختی خطر بین کز انسان رسن تاختی. (از آنندراج). و رجوع به مادهٔ رسن تاختن شود.
کلمات همقافیه با «رسن ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر