معنی رسنپیچ
6 بازدید
[ رَ سَمْ ] (ن مف مرکب) صفت مفعولی از رسن پیچیدن. طناب پیچ. طناب پیچیده. پیچیده به رسن. || (نف مرکب) نعت فاعلی از رسن پیچیدن. که رسن بپیچد. || (اِ مرکب) چرخی که ریسمان دلو بر آن پیچد، و این در هندوستان نیز بود. احسنی خوانساری در تعریف حمام گوید: رسن پیچی از دلو آن چرخ اخضر نگون عکسی از جام آن مهر تابان. (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «رسنپیچ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یچ» برای سرودن شعر