معنی رسم گذاشتن
6 بازدید
[ رَ گُ تَ ] (مص مرکب) رسم نهادن. سنت جدید گذاشتن. مرسوم کردن. نشان نهادن. متداول کردن. قانون و قاعده کردن : بردیم داغ شوق تو بر سینه یادگار رفتیم و رسم عشق به عالم گذاشتیم. ثنای مشهدی. در جستجوی یار دلازار کس نبود این رسم تازه را بجهان ما گذاشتیم. رهی معیّری. و رجوع به رسم نهادن شود.
کلمات همقافیه با «رسم گذاشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر