معنی رسم شکستن
8 بازدید
[ رَ شِ کَ تَ ] (مص مرکب) قاعده و قانونی را بر هم زدن. آیینی را برانداختن. متروک ساختن عادت و امر معمول : اگر بشکنم این بیعت را... یا بشکنم رسمی از رسمهای آن... ایمان به قرآن نیاورده ام. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۱۷). سر دو چشم تو گردم که گاه لطف نگه چو جود شاه جهان رسم انتظار شکست. ثنای مشهدی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «رسم شکستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر