معنی رسم آوردن
8 بازدید
[ رَ وَ دَ ] (مص مرکب) رسم نهادن. رسم گذاشتن. آیین و طریقه ای را بنیان نهادن. وضع قاعده و قانون جدید: خود کردن و عیب دوستان دیدن رسمی است که در جهان تو آوردی.سعدی. چشمت که ریخت خون من و قصد خاک کرد ماتم گرفته رسم سیه پوشی آورد. آصفی شیرازی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «رسم آوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر