معنی رسمان
7 بازدید
[ رِ ] (اِ) مخفف ریسمان. (آنندراج). ریس. ریسمان (در تداول مردم قزوین). مؤلف آنندراج با آوردن این بیت : به نرمیّ سنجاب و گرمیّ خز به سوزن به رسمان به مقراض و گز.فوقی. گوید: «مخفی نماند که هرچند این مصراع چنین نیز موزون می شد که: بسوزن به رشته بمقراض و گز، لیکن اختیار نسخهٔ مأخوذ را وجهی خواهد بود که معلوم نیست انتهی. ریسمان. (ناظم الاطباء).[ رَ سَ ] (ع اِ) حسن رفتار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رسمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر