معنی رسف
7 بازدید
[ رَ ] (ع مص) رَسَفان. رفتن به رفتار پای بند بر پای. (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). از آن است حدیث حدیبیة: فجاء ابوجندل یرسف فی قیوده؛ ای یتحامل برجله مع القید. (منتهی الارب). رفتن با بند. (تاج المصادر بیهقی). وابند رفتن. (مصادر اللغهٔ زوزنی). و رجوع به رسفان شود.
کلمات همقافیه با «رسف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سف» برای سرودن شعر