معنی رستهبازار
6 بازدید
[ رَ تَ / تِ ] (اِ مرکب) راسته بازار. (یادداشت مؤلف): خواجه علی میکائیل برنشست و رسول را با خود برد و به رسته بازار برآمدند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۹۳). رسته بازار وحشیانش را ناف آهو خریطهٔ عطار. ظهوری ترشیزی (از آنندراج). و رجوع به رسته و راسته بازار شود.
کلمات همقافیه با «رستهبازار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر