معنی رستم فرخزاد

معنی رستم فرخزاد

5 بازدید
[ رُ تَ مِ فَ رْ رُ ] (اِخ) رستم سپهبد. رستم فرخ هرمز. محمد معین آرد: پسر سپاهبد فرخ هرمزد سردار معروف و مدبر و دلیر اواخر عهد ساسانی (متولد ۶۳۰ -مقتول ۶۳۶ م.) که مورخان ارمنی پدر و پسر را «ایشخان» (شاهزاده) یاد کرده اند. در زمان سلطنت آزرمیدخت، پدر رستم، فرخ هرمز مدعی سلطنت شد و ملکه را به زنی خواست. چون آزرمیدخت نمی توانست علناً مخالفت کند، در نهان وسایل قتل او را فراهم آورد. آنگاه رستم با سپاه خویش پیش راند و پایتخت را تصرف و آزرمیدخت را خلع و کور کرد. در زمان یزدگرد سوم، رستم نایب السلطنهٔ حقیقی ایران محسوب میگشت. وی کاملاً از خطر عظیمی که درنتیجهٔ حملهٔ عرب بکشور ایران روی داده بود اطلاع داشت، پس فرماندهی کل نیروی لشکری را به عهده گرفت و در دفع دشمن جدید کوشش دلیرانه کرد. با سپاهی بزرگ در پیرامون پایتخت حاضر شد، اما خلیفه عمر پیشدستی کرد. در سال ۶۳۶ م. سپاه ایران در قادسیه، نزدیک حیره، با سعدبن وقاص سردار عرب روبرو شد، جنگ سه روز طول کشید و به شکست ایرانیان خاتمه یافت. رستم که شخصاً حرکات افواج را اداره میکرد و درفش کاویان را در برابر خود نصب کرده بود کشته شد. (فرهنگ فارسی معین، بخش اعلام): و یزدجرد رستم بن فرخ هرمز را که از بزرگان بود به قادسیه فرستاد. (فارسنامهٔ ابن بلخی ص ۱۱۱). پس پسر این فرخ هرمز نام او رستم، لشکرها جمع آورد و بیامد به کینه توختن و این زن را هلاک کرد. (فارسنامهٔ ابن بلخی ص ۱۱۰). قاتل وی را در جنگ قادسیه بدینسان نوشته اند: هلال بن عُلَّفَة. (تاج العروس) (منتهی الارب). و هلال بن عُلَّقَه با قاف درست نیست. (یادداشت مؤلف). و رجوع به شاهنامه چ بروخیم ج ۹ صص ۲۶۶۵ -۲۹۷۱ و تاریخ گزیده چ ادوارد براون ج ۱ صص ۱۷۴ -۱۷۶ و فارسنامهٔ ابن بلخی چ کمبریج ص ۱۱۲ و ۱۱۱ و تاریخ سیستان ص ۷۳ و احوال و اشعار رودکی ج ۱ ص ۲۱۱ و مجمل التواریخ و القصص ص ۸۳، ۹۷، ۲۷۲ و ۲۷۳ و یشتها ج ۲ ص ۳۱۰ و فهرست حبیب السیر چ خیام ج ۲ و فهرست مزدیسنا و تأثیر آن در ادب پارسی و عقدالفرید ج ۱ ص ۹۷ و ج ۳ ص ۳۳۵ و یسنا ص ۱۷۵ و قاموس الاعلام ترکی ج ۳ و اعلام المنجد شود.

کلمات هم‌قافیه با «رستم فرخزاد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید