معنی رستم زال
5 بازدید
[ رُ تَ مِ ] (اِخ) رستم پسر زال. رستم پسر زال نوهٔ سام. پهلوان نامی داستان باستانی ایران : اگر بدیدی حاتم ترا بروز سخا وگر بدیدی رستم ترا بروز قتال ز جود نام نبردی هگرز حاتم طی ز حرب نام نجستی هگرز رستم زال. قطران تبریزی. و فریفتن از مشاهدهٔ این حال که رستم زال را امثال آن میسر نبود تعجب نمودند. (تاریخ جهانگشای جوینی چ لیدن ج ۲ ص ۱۷۳). و رجوع به احوال و اشعار رودکی ج ۲ ص ۷۹۱ و لباب الالباب فهرست ج ۱ و تاریخ کرد ص ۱۱۷ و ۱۲۰ و تاریخ افضل ص ۱۵، ۷۳ و ۸۱، و رستم و رستم دستان شود.
کلمات همقافیه با «رستم زال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر