معنی رستمرکاب
10 بازدید
[ رُ تَ رِ ] (ص مرکب) دلاور و بهادر. (ناظم الاطباء). کنایه از دلیر و شجاع. (آنندراج). کنایه از بهادر و پهلوان. (از شعوری ج ۲ ورق ۲۱): بدعوی دو رستم رکاب دلیر ز شمشیربازی نگشتند سیر. هاتفی (از شعوری). و رجوع به رستم و رستم عنان شود.
کلمات همقافیه با «رستمرکاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر