معنی رستمبن مقصود
5 بازدید
[ رُ تَ مِ نِ مَ ] (اِخ) هشتمین از امرای آق قویونلو (از ۸۹۷ تا ۹۰۲ هـ . ق.). (یادداشت مؤلف). پادشاه آق قویونلو (جلوس ۸۹۷ هـ . ق. مقتول ۹۰۲ هـ . ق.). در جنگی که میان امرای آق قویونلو درگرفت جمعی از امیران خاندان مزبور کشته شدند، تنها رستم نوادهٔ امیر حسن را زنده گذاشتند. طولی نکشید که بایسنقر گرفتار طرفداران رستم شد و ناچار به شروان نزد فرخ یسار پناه برد. رستم پسران شیخ حیدر صفوی (سلطانعلی و اسماعیل و ابراهیم) را که یعقوب به حبس انداخته بود آزاد کرد ولی چون به سلطانعلی بدگمان شد، سلطانعلی و برادرانش به اردبیل مهاجرت کردند و رستم سپاهی به تعقیب ایشان فرستاد و سلطانعلی در جنگی که در اردبیل واقع شد کشته گردید. رستم در ۹۰۲ هـ . ق. بدست پسرعمویش احمدبیگ که بر او شوریده بود کشته شد. (فرهنگ فارسی معین، بخش اعلام). و رجوع به تاریخ ادبی ایران تألیف ادوارد براون (از سعدی تا جامی) ص ۴۴۹، ۴۶۰ و ۴۵۰ و مرآت البلدان ج ۱ ص ۴۰۲ و سبک شناسی ج ۳ ص ۲۵۲ و ۲۵۳ و قاموس الاعلام ترکی ج ۳ و رستم بیگ شود.
کلمات همقافیه با «رستمبن مقصود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر