معنی رستمالحکما
5 بازدید
[ رُ تَ مُلْ حُ کَ ] (اِخ) مردی ادیب و شاعر و متفلسف در اواخر دورهٔ صفویه و اوایل دورهٔ زندیه بود که به تخبط دچار شد. تألیفاتی دارد که محتوی مطالب غیرجدی است. کتابی در تاریخ دارد بنام «رستم التواریخ» که نسخهٔ آن در کتابخانهٔ ملک موجود است.
کلمات همقافیه با «رستمالحکما»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ما» برای سرودن شعر