معنی رستق
6 بازدید
[ رَ تَ ] (معرب، اِ) رَزْدَق. معرب رَستهٔ فارسی. (یادداشت مؤلف). رَسته. ج، رَساتق. (مهذب الاسماء). محشی المعرب جوالیقی در ذیل کلمهٔ رزدق به نقل از لسان العرب در حاشیه گوید: آن را که مردم رستق (صف) گویند لیث رَزْدَق میگفت و آن دخیل است. (از حاشیهٔ ص ۱۵۷ المعرب جوالیقی). رجوع به رسته و رزدق و المعرب شود.
کلمات همقافیه با «رستق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تق» برای سرودن شعر