معنی رستخیز آوردن
9 بازدید
[ رَ تَ / رَ وَ دَ ] (مص مرکب) بلا و سختی و مصیبت آوردن : تیغ ابروی تو بر من رستخیز آرد فکیف روزها شد تا نفرمودی سلامم را جواب. انوری. و رجوع به رستخیز برآوردن و رستخیز افکندن شود.
کلمات همقافیه با «رستخیز آوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر