معنی رستانیدن
8 بازدید
[ رُ دَ ] (مص) رستن کنانیدن و سبب رستن شدن. (ناظم الاطباء). رویانیدن. (از آنندراج). رویاندن.
کلمات همقافیه با «رستانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر