معنی رستاخیز کردن
8 بازدید
[ رَ کَ دَ ] (مص مرکب) بمجاز، فریاد کردن : دشمنان را به حال خود بگذار تا قیامت کنند رستاخیز.سعدی. و رجوع به رستاخیز شود.
کلمات همقافیه با «رستاخیز کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر