معنی رسایل

معنی رسایل

8 بازدید
[ رَ یِ ] (ع اِ) رَسائِل. جِ رساله. رساله ها و کتابها و کتابچه ها. (ناظم الاطباء): جالینوس... بی همتاتر بود در معالجت اخلاق و وی را در آن رسایلی است سخت نیکو. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۵۶). بدنثری و رسایل من دیده چند وقت کژنظمی و قصاید من خوانده چند گاه. خاقانی. رسایل او در اطراف و اکناف عالم مشهور و مذکور. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۳۴). و رجوع به رسائل و رساله شود. - دیوان رسایل یا رسائل؛ دیوان رسالت. دیوان انشاء. دبیرخانه. دارالانشاء در تداول عصر غزنویان : وزیران دگر بودند زین پیش همه دیوان به دیوان رسایل.منوچهری. و رجوع به رساله و رسالة و رسائل و دیوان رسالت در ذیل رسالت شود. || همکاسه. همدم. هم آهنگ. هم آواز. (یادداشت مؤلف): کوه و مرغان هم رسایل با دمش هر دو اندر وقت دعوت محرمش.مولوی. کوهها با تو رسایل شد شکور با تو می خوانند چون مقری زبور.مولوی. یا رسایل بود اسرافیل را کز سماعش پر برستی فیل را.مولوی.

کلمات هم‌قافیه با «رسایل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید