معنی رزیز
8 بازدید
[ رَ ] (ع اِ) گیاهی که در رنگرزی بکار برند. (ناظم الاطباء). گیاهی است که به وی رنگ کنند. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || رزیز رعد؛ صوت آن. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). آواز تندر. (آنندراج).[ رُ زَ ] (اِخ) ابوالبرکات مسلم بن برکات بن رزیز. استاد دمیاطی است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «رزیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر