معنی رزکان
7 بازدید
[ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان ارنگهٔ کرج. سکنهٔ آن ۲۰۰ تن. آب آنجا از رود کرج و چشمه. محصولات عمدهٔ آن غلات و انواع میوه و لبنیات. صنایع دستی آنجا کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «رزکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر