معنی رزنده
5 بازدید
[ رَ زَ دَ / دِ ] (نف) رنگ کننده و رنگرز و صباغ. (ناظم الاطباء) (آنندراج). رنگ کننده. (انجمن آرا). || لکه کننده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رزنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر