معنی رزلانسر
8 بازدید
[ رَ سَ ] (اِخ) دهی از دهستان بیلوار بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان. سکنهٔ آن ۳۰۰ تن. آب آنجا از قنات و چشمه. محصولات عمدهٔ آن غلات و حبوب. صنایع دستی زنان قالیچه و گلیم و جاجیم بافی می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «رزلانسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر