معنی رزقة
10 بازدید
[ رَ قَ ] (ع اِ) رزقه. یک بار دادن. ج، رَزَقات. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (منتهی الارب). رجوع به رزقات شود. || حصه و بهره. ج، رزقات. (ناظم الاطباء): رزقه ای از دست شاهم بس بود در جهان این پایگاهم بس بود.عطار.
کلمات همقافیه با «رزقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر