معنی رزده
6 بازدید
[ رَ دَ / دِ ] (ص) مانده و کوفته شده و آزردهٔ راه. (ناظم الاطباء) (از برهان). کوفته و آزرده و مانده. (از شعوری ج ۲ ص ۱۵). پنهان مانده و کوفته و آزرده. (انجمن آرا) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «رزده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر