معنی رزبان

معنی رزبان

8 بازدید
[ رَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) پرورندهٔ رز یعنی تاک انگور. (آنندراج) (انجمن آرا). محافظ باغ انگور. (فرهنگ فارسی معین). کَرّام. (دهار). انگورکار. رزوان. (یادداشت مؤلف): بیار آنچه به کردار دیده بود نخست روان روشن بستد بقهر از او رزبان رز آنچه قطرهٔ او گر فروچکد بزمین ضریر گوید چشم من است و مرده روان. ابوشکور بلخی (از انجمن آرا). از چرا ترسد ای شگفت از باد چو نترسد همی رز از رزبان.فرخی. رزبان ز بچگان رزان باز کرد پوست بی آنکه بچگان رزان را رسد زیان.فرخی. باز رزبان به کارد برد رز بچهٔ نازنین کند قربان.فرخی. رفت رزبان چو رود تیر به پرتاب همی به رز اندر به شتاب از ره دولاب همی. منوچهری. رزبان تاختنی کرد بشهر از رز خویش در رز بست بزنجیر و به قفل از پس و پیش. منوچهری. رزبان شد بسوی رز به سحرگاهان کو دلش بود همیشه سوی رز خواهان. منوچهری. رزبان آمد و حلقوم همه بازبرید قطره ای خون بمثل از گلوی کس نچکید. منوچهری. || باغبان. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین) (از شعوری ج ۲ ص ۱۲) (برهان). گاه از رزبان مطلق باغبان اراده شود. ناطور. دخو. تاک نشان. (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «رزبان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید