معنی رزب
11 بازدید
[ رَ ] (ع مص) لازم گرفتن کسی را و از جای نرفتن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). رزب کسی؛ لازم گرفتن وی را و ثابت ماندن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رزب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زب» برای سرودن شعر