معنی رزام

معنی رزام

9 بازدید
[ رُ ] (ع مص) مصدر به معنی رُزوم. (منتهی الارب). بر زمین ماندن شتر از لاغری. (آنندراج) (از ناظم الاطباء). برنخاستن شتر از لاغری. (از اقرب الموارد). و رجوع به رُزوم شود. || گرد آوردن چیزی در جامه. (از متن اللغة) (آنندراج) (منتهی الارب).
[ رِ ] (ع ص) مرد شدید صعب. ج، رُزَّم. (از اقرب الموارد). مرد درشت سخت. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). || جِ رازم. (منتهی الارب). رجوع به رازم شود.
[ رِ ] (ع مص) مصدر به معنی مُرازمة. (ناظم الاطباء). رجوع به مرازمة شود.
[ رَ ] (اِخ) نام پدر ابواحمد محمد مروزی که از محدثین است. (از یادداشت مؤلف).
[ رَزْ زا ] (ع ص) شیر قصدکننده و احاطه یافته بر شکار و بانگ کنان بر آن. (از اقرب الموارد).
[ رِ ] (اِخ) حوض رزام محله ای است در مرو شاهجهان. (از انساب سمعانی).
[ رِ ] (اِخ) رزام بن مالک بن حنظلة. پدر قبیله ای است از تمیم. (آنندراج) (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «رزام»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ام» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید