معنی رزاسس
7 بازدید
[ رُ سِ ] (اِخ) رزاس. برادر سپیتربات داماد داریوش که والی ولایت ینیانی بود و در جنگ ایران و یونان بدست خود اسکندر کشته شد. رزاس برادر وی بلافاصله به اسکندر حمله کرد و چنان ضربتی بر فرق اسکندر نواخت که کلاه اسکندر پرید و دستش زخمی شد. رجوع به ایران باستان ج ۲ ص ۱۲۵۲ و ۱۲۵۵ شود.
کلمات همقافیه با «رزاسس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سس» برای سرودن شعر