معنی رذیل
7 بازدید
[ رَ ] (ع ص) ناکس و فرومایه. (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات) (آنندراج) (منتهی الارب): هست آن خوارزمشه شاه جلیل دل همی خواهد از این قوم رذیل.مولوی. || ردی و هیچکاره از هر چیز. ج، رُذَلاء، رُذالی ََ. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «رذیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر