معنی رذ
12 بازدید
[ رَذذ ] (ع مص) باریدن باران نرم و ریزه و یا باران پیوستهٔ ریزه که به غبار ماند. (آنندراج) (ناظم الاطباء). رَذاذ. (از اقرب الموارد). و رجوع به رَذاذ شود.[ رَذذ ] (اِخ) دیهی است در ماسبذان در نزدیکی بندنیجین. قبر مهدی خلیفه در این دیه است. (از معجم البلدان). و رجوع به رذوالراق شود.
کلمات همقافیه با «رذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رذ» برای سرودن شعر