معنی ردگشته
6 بازدید
[ رَ گَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) قبول نشده. مردود. ردشده. رانده شده. دورشده. مطرود: گرچه ز فرمان تو بگذشته ام رد مکن کز همه ردگشته ام.نظامی. و رجوع به رد گشتن شود.
کلمات همقافیه با «ردگشته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر