معنی رده محیسن
11 بازدید
[ رَ دِ مُ حِ سِ ] (اِخ) دهی از دهستان قصبهٔ معمره (بلوک تنگه) بخش قصبهٔ معمرهٔ شهرستان آبادان. محصول عمدهٔ آن انگور و خرما. راه آنجا اتومبیلرو و ساکنان از طایفهٔ محیسن هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «رده محیسن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سن» برای سرودن شعر