معنی ردنجو
8 بازدید
[ رَ دَ ] (اِ) کرمی که پشمینه را تباه و خراب می کند و بتازی ارضه گویند. (ناظم الاطباء). نام کرمی است که پشمینه را خراب می کند و بعربی ارضه گویند و به این معنی بجای حرف ثانی واو هم آمده است. (برهان) (آنندراج). نام کرمی است که آنرا دیوک نیز گویند و بتازی ارضه خوانند. (فرهنگ جهانگیری). و رجوع به رونجو شود.
کلمات همقافیه با «ردنجو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جو» برای سرودن شعر