معنی ردخور
5 بازدید
[ رَ خوَرْ / خُرْ ] (نف مرکب) در تداول عامه، ردشدنی. خورای رد شدن. سزاوار ترک. ترک کردنی: ردخور ندارد؛ قطعی است. حتمی است. (فرهنگ فارسی معین). دعای او ردخور ندارد؛ ردناشدنی است. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «ردخور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر