معنی ردب
6 بازدید
[ رَ ] (ع اِ) راه سربسته. (منتهی الارب) (آنندراج). راه سربسته و بن بست. (ناظم الاطباء). راه بی منفذ. (از اقرب الموارد). بن بست. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «ردب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دب» برای سرودن شعر