معنی ردالمطلع
9 بازدید
[ رَدْ دُلْ مَ لَ ] (ع اِ مرکب) یا ردّالمطلع علی المقطع. بازگرداندن مطلع. و در عرف ادب آن است که مصراع اول یا دوم مطلع را در مقطع قصیده یا غزل تکرار کنند. مثال قسم اول: می بده ای بت شیرافکن من با دف و چنگ که به یک حمله بیفکند شهنشه دو پلنگ. که شاعر در آخر قصیده، مصراع اول مطلع را تکرار میکند و می گوید: چون بود شاد شه عادل و ظالم مقهور می بده ای بت شیرافکن من با دف و چنگ. مثال از قسم دوم: ساغر ز دست آن بت دلبر همی زنم امشب به طیب خاطر ساغر همی زنم. و قصیده را با تکرار مصراع دوم مطلع ختم میکند: امروز چون بکام تو شد کار ملک من امشب به طیب خاطر ساغر همی زنم. (از بدیع و عروض و قافیه تألیف همایی و... ص ۳۴). و رجوع به صناعات ادبی تألیف همایی ص ۱۰۴ شود.
کلمات همقافیه با «ردالمطلع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لع» برای سرودن شعر