معنی رداف
10 بازدید
[ رِ ] (ع اِ) جِ ردیف. (المنجد) (از اقرب الموارد). || جای برنشست ردیف بر ستور. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). تَرْک. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «رداف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر