معنی رخ آوردن
7 بازدید
[ رُ وَ دَ ] (مص مرکب) یا رخ آوردن به. آمدن بسوی چیزی یا کسی و رفتن بسوی چیزی یا کسی. (ناظم الاطباء). روی آوردن. رو کردن. عزیمت کردن. عازم شدن : تبه گردد این پند و اندرز من به ویرانی آرد رخ این مرز من.فردوسی.
کلمات همقافیه با «رخ آوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر