معنی رخیم
6 بازدید
[ رَ ] (ع ص) کلام نرم و آسان. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). سخن نرم و آسان. (از اقرب الموارد). || جاریة رخیم؛ دختر نرم و آسان گوی و سست آواز. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). دختر نرم و آسان گوی. (از اقرب الموارد). و رجوع به رخیمة شود. مرد نرم آواز و ضعیف. (غیاث اللغات). نرم آواز. (دهار) (بحر الجواهر) (مهذب الاسماء). نرم و آسان گوی. (از اقرب الموارد). || کنایه از زاهد. (غیاث اللغات).
کلمات همقافیه با «رخیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر