معنی رخنهستان
6 بازدید
[ رَ نَ / نِ سِ ] (نف مرکب) ستانندهٔ رخنه. پذیرندهٔ سوراخ : ویرانه ام از برق نفس رخنه ستان نیست نشگفت گرش مهر به روزن نبود راه. طالب آملی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «رخنهستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر