معنی رخمة
6 بازدید
[ رَ خَ مَ ] (ع مص) مصدر به معنی رَخْم و رَخَم. (ناظم الاطباء). بیضه را زیر بال گرفتن مرغ. (منتهی الارب). رجوع به مترادفات کلمه شود. || (از باب سمع) نرم کردن چیزی را. (ناظم الاطباء).[ رَ مَ ] (ع مص) مهربانی نمودن بر کسی و محبت کردن: رَخَمَه رَخْمَةً. (منتهی الارب). رجوع به رخم شود.[ رَ خَ مَ ] (ع اِمص) دوستی و مهربانی و محبت و نرمی. (ناظم الاطباء). || (اِ) واحد رَخَم. کرکس. (ناظم الاطباء). مرغی است مانند کرکس و آن را اَنوق هم گویند. (آنندراج). موش گیر. (بحر الجواهر). استخوان خوار. استخوان رند. (از کشاف زمخشری). کرکس. (دهار) (مهذب الاسماء). اسم عربی مرغ مردارخوار است و آن قسمی از کرکس است و بزرگ جثه و سفید مایل به تیرگی و خط سیاه و چشمش بسیار زرد و مسکن او جبال و بیابان و بغایت خایف می باشد. (از تحفهٔ حکیم مؤمن). یکی رَخَم به معنی کرکس. ذرور پوست آن قاطع نزف الدم و التیام دهندهٔ جراحت و با سرکه جهت قوبا و خراز نافع و تلخهٔ آن طلاءً جهت زهر مار و جز آن و بخور گوشت خشک آن با خردل هفت بار جهت حل انعقاد مردی که آن را زنان بسته باشند و جهت تسهیل ولادت نیز نهادن پر بازوی راست یا چپ آن میان هر دو پای زن جهت تسهیل ولادت و قطور سرگین آن با سرکه در چشم جهت رفع بیاض و درد گوش و با زیت جهت ازالهٔ کری و ثقل سامعه و طلای سرگین آن با سرکهٔ انگور بر برص باعث تغییر لون و جگر بریان یا خام آن را ساییده در روزی سه بار و هر بار سه دانگ با سرکه بنوشند تا سه روز متوالی جهت رفع جنون. (منتهی الارب). پرنده ای است به شکل کرکسها پیسه (سپید و سیاه) و انوق نامیده می شود و دارای منقاری زرد است. کنیهٔ آن «ام جعران» و «ام رسالة» و «ام عجیبة» و «ام قیس» و «ام کُثَیّر» است. (از متن اللغة). ام جعران. ام رساله. ام عجیبه. ام قیس. ام کثیرالریح. ابوالریح. ابوشملة. ام مرزم. ام العذاب. ام قشع. (المرصع). و رجوع به رَخَم و مترادفات کلمه و تحفهٔ حکیم مؤمن و اختیارات بدیعی و تذکرهٔ داود ضریر انطاکی ص ۱۷۱ شود.
کلمات همقافیه با «رخمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر