معنی رخج
5 بازدید
[ رَ خَ / رَ ] (ص) فرومایه و دون و ناکس. || کج خلق و بدخوی. (ناظم الاطباء).[ رُ ] (اِخ) ناحیه ای از نواحی بست. (ناظم الاطباء) (از برهان) (از جهانگیری) (آنندراج). نام شهری است که آنرا عوام رخد گویند. (دهار). معرب رخد، و آن نام شهری است به مجاورت سجستان. (یادداشت مؤلف). رجوع به فهرست ایران باستان و الوزراء و الکتاب ص ۲۱۸ و ۲۱۹ و احوال و اشعار رودکی ج ۱ ص ۳۷۷ و ۳۸۱ و ۴۰۰ و ج ۳ ص ۱۱۱۸ و ایران در زمان ساسانیان ص ۲۱ و حدائق السحر ص ۹۴ و لباب الالباب ج ۱ ص ۳۰۰ و رخد شود.
کلمات همقافیه با «رخج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خج» برای سرودن شعر